چهارمین آیین بزرگداشت حسین منزوی
بهمنی: شعر «منزوی» چهار قرن از شعر من بزرگتر است
محمدعلی بهمنی گفت: از نظر سن و سال، حسین منزوی 4 سال از من كوچكتر بود، ولی شعر او 4 قرن از شعر من بزرگتر است.
چهارمین آیین پاسداشت حسین منزوی، غزلسرای معاصر ایران، به همت انجمن ادبی اشراق، و با همكاری اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان و اداره كل امور كتابخانههای عمومی استان زنجان، عصر روز 17 اردیبهشت ماه، در تالار اجتماعات كتابخانه عمومی سهروردی زنجان، برگزار شد.
در این همایش پیام علی میرفطروس نویسنده و محقق مقیم پاریس كه به مناسبت سالگرد درگذشت حسین منزوی به انجمن ادبی اشراق زنجان ارسال شده بود، قرائت گردید.
در این پیام آمده بود: "حسین منزوی بیتردید از پیشگامان برجسته غزل معاصر است كه در نوآوری، بداعت و غنای غزلسرایی امروز نقشی بسزا داشته است. در واقع با منزوی و با همّت و خلاقیتهای شعری او بود كه غزل از فضای بستهی مضامین تكراری و سوز و گدازهای كلیشهای به "هوای تازه" عواطف و احساسات عاشقانه و تصویرسازیهای بدیع شعری دست یافت. شعر او، شعرِ جانهای شیفته و دلهای شوریده و بیقرار است".
میرفطروس در این پیام میافزاید: "در همه سالهایی كه "در این قفس كه نَفَس در وی همیشه طعم لَجَن دارد"، حسین ُمنزوی با نجابتی استثنایی و به دور از جنجالهای روزنامهای، مُـنـزوی زیست و مُـنـزوی مـُرد. شعلهی شعرش روشن باد!"
سپس محمدعلی بهمنی، شاعر غزلسرای معاصر ایران و خالق مجموعهی شعر "گاهی دلم برای خودم تنگ میشود"، در خصوص منزوی و اشعارش، اظهار داشت: از نظر سن و سال، منزوی، 4 سال از من كوچكتر بود، ولی شعر منزوی، 4 قرن از شعر من بزرگتر است. او در غزل، برای همهی ما، و خصوصاً برای من، افقساز بوده است. منزوی گسترهای را برای تمام كسانی كه در آینده به چنین شكل شعری، ارادت درونی پیدا میكنند، ایجاد نموده است. این شاعر بزرگ، از پلی كه به همت ابتهاج، بین غزل دیروز و امروز ایجاد شده بود، عبور كرد و سماع غزل را به ما نشان داد.
برترین غزلسرای ایران در سال 78، اضافه كرد: گرچه گاه او از شهرش گلایه میكرد، ولی عشقی كه به زنجان داشت، سبب میشد كه در دقایق خاصی كه ما فكر میكردیم، حتماً در تهران، در كنار من و دیگر دوستاناش خواهد ماند، برای رفتن به زنجان شوریدهسری عجیبی پیدا میكرد.
بهمنی خطاب به حاضران گفت: آنچه من از منزوی میگویم، یك حس جدا از درك منزوی و حس پیوستن با او، بوده است ولی شما كه با او در این شهر زیستهاید، هم درك پیوسته، و هم زیستن با غزلهایش را تجربه كردهاید.
خلیل جوادی شاعر غزلسرا و طنزپرداز زنجانی نیز در این آیین، گفت: "ابنگونه گردهماییها برای پاسداشت بزرگان ادب و هنر، اتفاق خجسته ای است. بیشك حسین منزوی یكی از تأثیرگذارترین شاعران عصر حاضر است و این تأثیرگذاری به دلیل نگرش ویژه حسین منزوی به پدیدههای پیرامون خود و تبلور این دگرگونه دیدن در آثار اوست".
جوادی ادامه داد: با مرور كوتاهی به آثار منزوی، در مییابیم كه او هیچگاه در عمر شاعری خود مقلد نبوده و سبك و شیوه منحصر به فردی داشته است. ما در تكتك واژههای شعری او، نشانههای شاخصی میبینیم و امضای منزوی را در پای تكتك واژههای اشعارش، مشاهده میكنیم.
صاحب مجموعه شعر "خیابان خوابها" تصریح كرد: منزوی، شاعر شگفتیها و اعجازها است. ملت ایران، به خصوص مردم زنجان، باید به داشتن چنین هنرمندی ببالند. ولی آن سوی سكه، یكی از كارهای ناروای ایرانیها، شاید این باشد كه به جای ارزیابی و كاوش در كارهای هنری یك هنرمند، به تخریب شخصیت او و كنجكاوی در مسائل خصوصیاش میپردازند. منزوی به دلیل متفاوت بودناش، مرد بزرگی بود و كسانی كه میان هنجارها و كلیشههای فرهنگی و اجتماعی، برای خود به دنبال تمایز و تشخص بودند و هستند، بدیهی است كه متفاوت بودن را برنتابند و همینطور، حسین منزوی را؛ "زان نگنجید در سرای سترگ/ كه جهان خُرد بود و او بزرگ".
وی اذعان داشت: "منزوی در این آب و خاك، بسیار مظلوم واقع شده بود؛ چه در زمان حیات پربارش و چه بعد از وفات. چه كوچكمردانی كه گاهی در برخی روزنامهها، با تاختن به این مرد بزرگ و استاد مسلم شعر، در پی آن بودند كه برای خود كلاهی از این نمد، بسازند. دردناكتر از هر چیز دیگر اینكه، در همین شهر زنجان، به جز عدهای محدود كه او را میشناختند، هر از گاهی كه از مردم عادی زنجان، در مورد او میپرسیدم، به كل، خالی الذهن بودند و او را نمیشناختند.در صورتی كه حسین منزوی در بین اهل فكر و اندیشه، در اقصا نقاط عالم، شناخته شده بود".
سپس غلامرضا طریقی، شاعر غزلسرای زنجانی و خالق مجموعه شعر "هر لبت، یك كبوتر سرخ است"، با ذكر خاطرهای از عدم اجازهی شعرخوانی به منزوی با توجه به محدودیتهای موجود تا سالهای 1375، گفت: "منزوی، تغییراتی بنیادی در مضمون شعر و غزل، ایجاد كرده است. غزل دیروز، غزل عرفانزدهای بود كه با آسمان رابطه داشت و یا حداقل وانمود میكرد كه رابطهای دارد. اما منزوی، رابطهاش را با عرفان، به مفهومی كه در گذشته وجود داشت، قطع كرد و بیشتر بر وجود عقل و انسان تكیه كرد. حتا در برخی موارد، میتوان غزل او را اومانیستی خواند. غزل منزوی، بر آن است كه بر طبیعت غلبه كند. او در بسیاری موارد، با طبیعت جهان كنار نمیآید، در حالی كه در غزل گذشته، شاعر چنین نگرشی به جهان و طبیعت نداشت".
وی اضافه كرد: "او از اسطورهها استفاده كرده اما جهان پیراموناش را با عقل میسنجد، در حالی كه نگرش و جهانبینی غزلسرایان دیروز، كاملاً اسطورهای است. از بُعد زمان و مكان نیز ابعاد غزل منزوی، گستردهتر از ابعاد غزل دیروز است. او نگرش شاعر به عشق و معشوق را تغییر داد و ابداعات بدیعی را در شعر، متجلی ساخت".
طریقی همچنین در خصوص قدرت غزل منزوی گفت: "غزل منزوی، برخلاف غزل بسیاری از شاعران امروز، ظریفكاریهای غیرطبیعی ندارد. اگر چه او به زیبایی و گاهی حافظوار، غزلاش را آراسته است، اما چنان به تذهیب شعرش نشسته است كه نمیتوانیم قاب پُر نقش و نگار را از اصل تابلو تشخیص دهیم. او در شعر، معمّا نساخته است، هر چند كه از ایهام بهرهی لازم را برده است. غزل منزوی، بر خلاف غزل دیروز، وصفی است و این یكی از پیشنهادهای نیماست كه منزوی از آن استفاده میكند. او عادت به دیدن دارد و فقط چیزی را كه میبیند به جهان شعرش وارد میكند".
در این مراسم هوشنگ جعفری، عباس بابایی، محمد سلمانی (از یاران دیرین منزوی و غزلنویس برجسته)، هادی وحیدی، امیر مرزبان (از تهران)، فاطمه سلیمانی، نرگس حسینقلی (از قزوین)، مصدق آقاجانلو، علی كریمی، علیرضا بازرگان به یاد منزوی به شعرخوانی پرداختند.