یوسف علیخانی در آخرین نشست فصلی انجمن ادبی اشراق زنجان در سال 86
داستانهای بومی، تأثیر محیط بر نویسنده است
«اگر بگویم داستانهای من هیچ ربطی به روستای محل زندگیام ندارد، دروغ گفتهام چرا که داستانهای بومی همینطور شکل میگیرند».
یوسف علیخانی، داستاننویسی که تاکنون دو مجموعه داستان "قدم بخیر مادربزرگ من بود" و "اژدهاكشان" را در حال و هوای بومی به چاپ رسانده معتقد است، سکوی پرش هر داستاننویس، رویدادهایی است که درمحل زندگیاش اتفاق افتاده است.
انجمن ادبی اشراق زنجان، عصر روز پنجشنبه 16 اسفندماه در تالار اجتماعات کتابخانهی سهروردی، گرد هم آمدند تا علیخانی نقش اقلیم در ادبیات معاصر ایران را توضیح دهد. اما او که از ابتدا تصمیم گرفته بود به سخنرانی جدی نپردازد، از سفرهایش به اقصا نقاط ایران صحبت و تأثیر این سفرها را در داستانهایش بازگو کرد.
یوسف علیخانی گفت: اگر نگاهی به رمانهای مختلف بیندازیم، خواهیم دید همه به نوعی به محل زندگی و زادگاه نویسندههایش ربط دارد. علاوه بر این سفرها و اتفاقاتی که برای یک نویسنده روی میدهد، میتواند تأثیر مستقیم بر نوشتههایش داشته باشد.
وی افزود: از صبح امروز سعی کردم تا تمام نقاط دیدنی زنجان را ببینم و میدانم روزی دربارهی افسانهی معبد داشکسن چند صفحهای خواهم نوشت. درست همانطور که از 12 خانوار ساکن در یک روستا، من 600 صفحه کتاب نوشتم. گاهی پیش میآید که در جادهای متروک و در شب رانندگی میکنم؛ همین هراس، روزی، قصه میشود.
این داستاننویس دربارهی تأثیرات بوم و اقلیم بر نویسندگان گفت: مثلاً محمدرضا صفدری اگر نخواهد هم داستانهایش بوی جنوب میدهد. علی خدایی هرچه مینویسد ردپای آستارا و اصفهان در آن دیده میشود، دولت آبادی با كلیدر نامی میشود، محمد شریفی یعنی كرمان، قاسم كشكولی یعنی خیابانهای لنگرود، احمد محمود مساوی است با خوزستان، صادق چوبك را كه میخوانیم بوشهر را لمس میكنیم، محمد محمدعلی، تهران را زنده نگه داشته است، حسین آتشپرور، روستای زادگاهش در خراسان را، همهی اینها هم یعنی داستانهای بومی و اقلیمی.
علیخانی در ادامه افزود: من سالها کارگری کردم و به راحتی میتوانم با حال و هوای آنها داستان بنویسم.
او با انتقاد از اینکه در طول سفرش به شهرستان قیدار حتا یک کتاب در خصوص اماکن دیدنی آن پیدا نکرده است، گفت: برخی از داستاننویسان مطرح که زادگاهشان شهرستانها و روستاهای این کشور است، عادت کردهاند که مثل تهرانیها بنویسند و محل زندگی خود را فراموش کردهاند.
این داستاننویس در پایان گفت: برای نوشتن داستانهای بومی باید سفر کرد. این سفر هم میتواند زمینی باشد و هم آسمانی و هم دیدار با آدمها. مهم نیست آدمهایی که در این سفر میبینیم چه چیزی تعریف میکنند. مهم همان آدمها هستند که حضورشان ارزشمند است. همین آدمها روزی قهرمان داستانهای نویسنده میشوند و نویسنده با استفاده از صافی تخیل، همه را ماندگار میسازد.
گفتنی است انجمن ادبی اشراق زنجان، پیشتر و در نشستهای فصلی خود، در فصل بهار با حضور مهدی خطیبی به بررسی نقش و جایگاه حسین منزوی در شعر و غزل ایران پرداخته بود، در فصل تابستان با سخنرانی هادی خورشاهیان به بررسی ادبیات جنگ نشسته بود، و در فصل پاییز نیز به تبیین شعر معاصر فارسی از زبان حافظ موسوی اقدام کرده بود.
انعکاس در دیگر رسانهها: خبرگزاری موج، روزنامهی مردمنو، آتیبان، بالاترین، خبرگزاری ایسنای زنجان
