به جای حرفهای همیشگی (مقدمهی ویژهنامهی جشنوارهی پنجم)
باری
آنکس میبرد
که بداند
چگونه باید باخت.
نصرت رحمانی
ادبیات در قالبها و فرمهای مختلفی ارائه میشود؛ شعر، داستان، رمان، نمایشنامه، فیلمنامه و متنهای دیگر. اما هر کس که میتواند چیزی بنویسد، لزوماً نویسنده نیست و بنابراین کار ادبیات نیز کار هر کسی نمیتواند باشد. اگر چه بسیارانی استعداد یا جنم ویژه و یا حتا موهبت الهی را در تواناییها و مهارتهای نویسندگی دخیل میدانند، اما در واقع علاوه بر یک کاغذ سفید، یک پنجره که بتوان تخیل را پرواز داد، یک مقدار علاقه، اندوختن تجربهی زندگی، خواندن کتاب و نمونههای درجهی یک از ادبیات ایران و جهان، که هر یک لازمهی نویسنده شدن است، مسلح شدن به نگاه ویژه و شخصی و تربیت ذهن نویسندگی، نیز از ملزومات این حرفه است.
پس بنابراین در این میان لزوم محکزدن و نقد و داوری ِ متون ادبی ضرورتی است برای شناسایی ِ اصیلترین و بهترینها، تا دست کم معیار و الگویی نسبتاً شناسا از شعر و داستان و سایر آثار خلاقهی نوشتاری، پیش روی نسل نوپا نهاده شود؛ نسلی که به هدف شناخت انگیزههای زندگی و حیات اجتماعی و بشری، رو به درگاه ادبیات آورده است، و میکوشد تا به دنبال پرسش خویش از فلسفهی هستی، به آراستگی و زیباتر شدن این راهِ پرخم و پرماجرا، ادبیات را همراه و سرلوحهی خود قرار دهد.